السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

41

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

بيان خود صادق بود لكن بدليل آميخته شدن آن با نوعى از عجب و خودبينى باعث گشت تا از طرف خداوند به وسيله آن دو فرشته متنبه گردد و اما حكم او در مورد مدعى عليه قبل از ايراد بينه به معناى ستم به روى نيست زيرا طبق آيهء لَقَدْ ظَلَمَكَ . . . داود به وى گفت اگر موضوع آنگونه باشد كه تو مىگويى پس در حقّت ظلم ورزيده است و البته بهتر است اين گونه تفسير نمائيم كه داود حتى به اين قول نيز تمسك نورزيد مگر آن زمان كه حكم الهى كاملًا آشكار گشت [ 1 ] از امام صادق ( ع ) پيرامون آيه بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ [ 2 ] سؤال شد ايشان فرمودند : بت بزرگ در هم شكستن بتهاى ديگر را بر عهده نداشت و نيز ابراهيم ( ع ) هم در بيان خويش كاذب نبود چرا كه طبق آيهء مذكور آنحضرت فرمود : « ان كانوا ينطقون » اگر آن بتان به صحبت درآيند در حالى كه مسلما وضع اين گونه نبود بنابراين ابراهيم نيز به دروغ سخنى بيان نداشته است . همچنين آن حضرت پيرامون آيهء أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ [ 3 ] در مورد حضرت يوسف ( ع ) فرمودند : حقيقت اين است كه برادران يوسف او را از پدر دزديدند همچنانكه در آيات بعدى اين سوره مىخوانيم كه ما ذا تَفْقِدُونَ ؟ قالُوا : نَفْقِدُ صُواعَ الْمَلِكِ [ 4 ] يعنى ملازمان يوسف گفتند : ما پيمانهء غله پادشاه را گم كرده‌ايم و نگفتند آن را به سرقت برده‌اند . و نيز آنحضرت پيرامون آيهء إِنِّي سَقِيمٌ [ 5 ] از زبان حضرت ابراهيم ( ع ) فرمودند : ابراهيم ( ع ) دچار سقم و ناخوشى نبود و علت بيان اين مسئله يا نارضايتى از آئين جاهلى حاكم بر انديشه‌اش مىباشد و يا ممكن است آيه را به صورت « سأسقم » تفسير نماييم يعنى به زودى دچار سقم و مرگ خواهد شد همچنانكه قرآن در مورد پيامبر عظيم الشأن اسلام ( ص ) مىفرمايد « انّك ميت » [ 6 ] يعنى « ستموت » به زودى مرگ تو را نيز در چنگال خويش خواهد گرفت بعضى روايات نيز اشاره دارند كه دليل مريضى ابراهيم ( ع ) اخبار مربوط به شهادت حسين بن على ( ع ) مىباشد . [ 7 ] از

--> [ 1 ] بحار - ج 11 - ص 74 [ 2 ] سورهء انبياء - آيهء 63 [ 3 ] سورهء يوسف - آيهء 70 [ 4 ] سورهء يوسف - آيهء 72 [ 5 ] سورهء صافات - آيهء 87 [ 6 ] سورهء زمر - آيهء 31 [ 7 ] معانى الاخبار - ص 209